آيسا بزرگ شده
واي گله مامان واكسنه هجده ماهگيتم زدي و ماشاله الان كلي واسه خودت خانوم شدي من و بابايي رو سر كار مي ذاري بهمون مي خندي و مسخره بازي در مياري واي كه تو روز هزار بار دلم برات تنگ ميشه و تو خونه هم هزار بار مي بوسمت براي برگشتن به خونه ثانيه شماري مي كني ولي خداييش ماشاله اينقدر انرژي داري سر يك ساعت به غلت كردن مي افتم و خسته ميشم اما باز كه مي خوابي با بابا راجع به شيرينكاريهات حرف مي زنيم و مي خنديم راستي اسباب كشي كرديم و رفتيم خونه جديد كلي سخت بود و خسته شديم جمعه پيش هم مامان بزرگا و بابا بزرگا اومدن خونه جديديمون مهموني تو هم كه تمام اسباب بازيهات آوردي به عموجونات نشون دادي و براشون پز دادي كلي ناز مي شي وقتي با انگشته ...
نویسنده :
مامان آیسا
11:24


